کد خبر 127910
۱۲ تیر ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

یک شهید، یک جرعه رمضان(11)

یک شهید، یک جرعه رمضان(11)

به گزارش خبرگزاری حیات، شهادت، مرز میان زمین و آسمان است و شهیدان، مرزبانان همیشه بیداری که مقامشان جز در اندیشه ی شاهدان حقیقت، در باور هیچکس نمی گنجد.شهیدان، پیامبران حماسه اند که شأن و مقام و جایگاهشان را با چشمی غیر از دل، نتوان دید. نام شهید، بالاترین فریاد است و مصداق حرکت و تلاش و ایستادگی و دوام. آنان که مرگ را به سخره گرفته اند، دنیا را آنگونه به تحقیر کشانده اند، تا در برابر استواری و قامت رعنای شهیدان همواره سر تعظیم فرود آورده باشند و خود ایستاده و سربلند بمیرند! کوچه پس کوچه های دنیا، از رد پایشان، اعتبار یافته اند و از عطر یادشان همواره روشن و معطر مانده اند.بر لحظه لحظه ی حضور ما نسیم بهشت پاشیدند تا آینده و سرنوشتمان را با ابدیتی درخشان پیوند دهند و امیدوار به شفاعت شان، تا شاید مشمول نگاه و دعایشان باشیم . شهید، رهایی بخش بشریت از حصار تنگ و ترک خورده ی دنیاست ، تا در این محبس تاریک جا نمانیم و در منجلاب فلاکت ، اسیر لحظه های تباهی و فنا نشویم. باور داریم که آنچه از شکوه ایمان، آزادی و آزادگی، سربلندی و رستگاریِ ، غیرت و تعهد و از عزتمندی و اخلاص در سینه ی پاک روزگارمان، و در ذره ذره ی وجودمان جاریست، از برکت نفوس روحانی شهیدان، و فیض حضور آسمانی شهداست که همچنان ما را به ادامه ی راه فرا می خواند و امیدوار می سازد.سروِ قامتانی که سپر تندبادهای شرور و نامیمون بیگانه شدند و در نهایت اخلاص، جان های مشتاق خویش را پیش کش راه حق کردند.***از جمله این لاله های سر برافراشته و خداجو که همواره شور و شوق خدمت به میهن و مردمش را در سر داشت ، "شهید هادی فرخ نیا لنگرودی" بود که در تاریخ 26 فروردین 1326 در خطۀ سبز لنگرود دیده به جهان گشود. نامش را "هادی" گذاشتند تا خود مسیر هدایت را بپیماید و مرام و مسیرش، هدایتگر فرزندان این کیان و نسل های آینده اش باشد.پایان دوره تحصیلی ابتدایی اش ، مصادف شد با از دست دادن پدر . پدری که میتوانست حامی او در مسیر سخت زندگی باشد، اما "هادی" کمر خم نکرد .تا پایان دوران متوسطه را با کار کردن به پایان رسانید و تابستان هر سال برای گذر زندگی و امرار معاش در کارخانه چای کوبی مشغول کار می شد. سپس برای ادامه تحصیل به تهران رفت و با اخذ دیپلم، در دانشکده افسری ادامه تحصیل داد.سه سال بعد ، با درجه مهندسی از دانشکده افسری فارغ التحصیل شد و در سال ۱۳۵۲ ضمن خدمت در ارتش ، در کنکور شبانه دانشگاه تهران شرکت کرد و در سال ۵۶ موفق به اخذ اخذ لیسانس شیمی شد.در دوران حضور خود در ارتش شدیداً با رشوه خواری و فساد رایج مبارزه می کرد.برای خدمت به مردم کشورش ، همواره با دل و جان آماده بود و همین امر نیز موجب شد که از سال56 شروع به فعالیت های علنی علیه دست نشاندگان آمریکا نماید. با شروع و اوج گیری مبارزات انقلابی علیه رژیم طاغوت، در شرایطی که در لشکر 92 زرهی اهواز مشغول به خدمت بود، به همراه چندین تن از سربازان از پادگان گریخت و به کمک مردم در اهواز شتافت. در حالی که مأموران امنیت ارتش با حکم تیر باران در صدد دستگیری ایشان بودند.شهید فرخ نیا سپس با صلاحدید آیت الله طالقانی، به زادگاه خود لنگرود رفت و مدتی نیز در آنجا به مبارزه پرداخت تا مدتی بعد که دوباره به ارتش در اهواز پیوست و شروع به سرو سامان دادن اوضاع پادگان نمودند.پس از چندی به دنبال فرمان امام خمینی (رحمت الله علیه) بمنظور مقابله با دشمنان انقلاب اسلامی، داوطلب اعزام به کردستان شد و در آن خطه به مجاهدت پرداخت. "سرگرد شهید هادی فرخ نیا" سرانجام در تاریخ یکم شهریور ماه سال پنجاه و هشت (29 رمضان 1399)در آخرین روز از ماه مبارک رمضان، با لبی تشنه همچون مولایش امام حسین(علیه السلام)، در کردستان، توسط منافقین به شهادت رسید.آن فرو ریخته گلهای پریشان در بادکز می جام شهادت همه مدهوشانندیادشان زمـزمه نیمه شب مستان بادتا نگویند کـه از یـاد فـرامـوشانند...کاری از:بهمن معتمد نیاانتهای پیام/

برچسب‌ها